یاد
به یاد می آورم نوازشهایت را که روزی مرهم دردهایم بود
ونگاه پرمهرت را که غروب غصه هایم و شادی بخش لحظه هایم بود.
اینک به یاد نگاهت دلم پر گشوده است .
اشک را در دیدگانم و آه را در قفس سینه ام حبس کرده ام
تا دوباره به سویت بیایم و جان را نثارت کنم.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۶/۰۱ ساعت 13:28 توسط رز
|
برای خریدن عشق هر که هر چه داشت آورد،