به یاد می آورم نوازشهایت را که روزی مرهم دردهایم بود

 ونگاه پرمهرت را که غروب غصه هایم و شادی بخش لحظه هایم بود.

اینک به یاد نگاهت دلم پر گشوده است .

اشک را در دیدگانم و آه را در قفس سینه ام حبس کرده ام

تا دوباره به سویت بیایم و جان را نثارت کنم.